وبلاگ حضور- 1- اولین نکته قابل عرضم این است که آقای صانعی میفرمایند که از سال 1334 تا آخر عمر امام (ره) ، خدمت امام امت بوده اند و سپس میگویند که " زندگي امام را خودتان مطالعه كنيد" و تاکید میکنند که " از دروغگويان و دروغ پردازان نگيريد" و سپس توضیح می دهند که این دروغگویان و دروغ پردازان چه کسانی هستند :" از كساني كه امام را براي منافع خودشان مي خواهند، نگيريد، خودتان مطالعه كنيد. برداريد صحيفه امام را مطالعه كنيد" .
حال که ایشان مراد خود از دروغگویان و دروغ پردازان را گفته اند که همان منفعت خواهان و سود جویان هستند سوال این است که این منفعت خواهان و آنهایی که امام را برای منافع خودشان می خواهند چه کسانی هستند ؟
در توضیح باید عرض نمایم که " منفعت خواهی " از دیدگاه برتراند راسل این است که میگوید" حقیقت این است که منافع انسان هم در همین است " یعنی منفعت خواهان معیار حقیقت را منافع خودشان می دانند اما اینکه شاخصه های" منفعت خواهی " کدامند بحث مفصلی می طلبد ولی بعضی از آنها به زبان عامیانه عبارتند از :
اینکه ابابکر در برابر وصی نبی خدا علی (ع) می ایستد و میگوید" من یار دیرینه پیغمبر(ص) بودم ، من همراه پیغمبر(ص) در غار بودم و ..." عایشه در برابر علی (ع) می ایستد و می گوید " من همسر پیغمبر بودم ، من محرم راز پیغمبر بودم و ... "
طلحه و زبیر در برابر امیر عدالت می ایستند و میگویند " من ... من ... من ... و ... "
همانطور که ملاحظه می کنید نشانه مهم "منفعت خواهان " این است که به ذکر سوابق بی شمار و رشادتهای خود و همفکرانشان می پردازند اما "حقیقت خواهان " برای روشن شدن حقیقت به تبیین شاخصها و ملاکها ومعیارهای حقیقت می پردازند همانطور که علی (ع) به تبیین شاخصهای سیره و حکومت نبوی می پرداخت .
به زمان حال بر می گردیم "حقیقت خواهان " دایما از شاخصهای راه و سیره امام (ره) میگویند که برخی از آنها از باب مثال عبارتند از : اسلام پابرهنگان و مستضعفان در برابر اسلام آمریکایی ، ساده زیستی در برابر اشرافی گری ، عدالت خواهی در برابر زیاده خواهی و ... اما "منفعت خواهان " هیچگاه دغدغه احیای اندیشه امام (ره) را نداشته و ندارند و نخواهند داشت چون اصولا یا به اندیشه امام (ره) شناخت کافی و وافی ندارند – به عنوان مثال جناب آقای اکبرهاشمی رفسنجانی این یار دیرینه امام (ره) که در نماز جمعه اخیر و تاریخی شان ! فرق بین مشروعیت و مقبولیت در حکومت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره) را نمی دانستند – یا اندیشه امام (ره) را خوب می شناسند اما معتقدند جایگاه اندیشه امام (ره) در موزه هاست – مانند رفیق محبوب آقای صانعی و همفکرانش جناب اکبر گنجی - و دقیقا بخاطر همین حس "منفعت خواهی " است که گاهی این اکبر و حامیانش ، دشمن درجه یک آن اکبر می شوند و گاهی دیگر هم همین اکبر و همفکرانش ، مدافع سرسخت و سینه چاک آن اکبر می شوند .
برگردیم به سخنان شیخ یوسف ، شما در سرتاسر سخنان ایشان بگردید وگوش دهید ایشان به هیچ وجه دغدغه تبیین شاخصهای سیره امام (ره) را ندارند – به یکی از دو دلیل فوق- و اگر هم احیانا شاخصی را مطرح کردند بازهم بر اساس همان حس" منفعت خواهی" ایشان است ولیکن در سخنان این افراد مدام جملاتی از این دست هست :
من یار امام بودم ، امام به من خیلی اطمینان داشت ، امام به من یک نظر خاصی داشت و ... اصلا نمی خواستم بگم ولی من از دید امام یه چیز دیگه بودم ،به قول آقای هاشمی رفسنجانی :" ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود." و به قول آقای صانعی که خیلی از چیزها را دوست ندارند بگویند و فقط بخاطر احساس وظیفه ( ! ) به ذکر برخی از کرامات و اخلاصشان از دید امام (ره) می پردازند :
" نمي خواستم عرض كنم اما چون مرا تحت تأثير احساسات قرار دادند دوستان ، مجبور شدم اين جمله را بگويم"
" آن صانعي كه شما صحيفه نور را برداريد و نگاه كنيد و ببينيد درباره او چه فرموده امام و چه گفته امام؟ "
"چه فرموده امام و چه گفته امام ؟ "
بله دوستان ! تاکید میکنم : "چه فرموده امام و چه گفته امام ؟ "
یعنی این همه که شیخ تاکید داره برید صحیفه امام (ره) را بخوانید و مطالعه کنید بخاطر همین جمله کلیدی است تا جوانان بفهمند که : "چه فرموده امام و چه گفته امام ؟ " درباره کی ؟
" آن صانعي كه شما صحيفه نور را برداريد و نگاه كنيد و ببينيد درباره او چه فرموده امام و چه گفته امام؟ "
حال قضاوت با شما تا بدانید : کی منفعت خواهه کی حقیقت خواه ؟
2- شیخ می گوید که : " حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند، خوب رفتار كند . اين كلاس اول سياست است. منتهي چه كنيم خدا عقلشان را گرفته است."
اما سوال این جاست که این افرادی که برای حکومت زحمت کشیدند چه کسانی هستند ؟
و مگر چه کار کرده اند که حکومت باید با آنها خوب رفتار کند ؟
ودر جمله "این کلاس اول سیاست است " مراد ایشان از" سیاست " چه سیاستی است ؟ سیاست علوی یا سیاست معاویه ای ؟
و مراد از این " عقل " که شیخ می فرمایند کدام عقل است : عقل رحمانی یا عقل شیطانی ؟
با دقت در سخنان شیخ ، پاسخ همه سوالات فوق داده شده است :
خود شیخ می گوید که منظورش از افرادی که برای حکومت زحمت کشیده اند چه کسانی هستند :
"امروز هم عده اي ديگر از آنها كه در رأس نظام بودند، زندان هستند كه مي گويند مي خواستند رژيم را يا نظام را عوض كنند."
که منظور شیخ افرادی نظیر ابطحی و نبوی و تاجزاده و ... است که روزگاری نه چندان دور در این نظام کاره ای بوده اند و الآن که برای همگان ثابت شده این افراد به امت ونظام و انقلاب خیانت کرده اند توقع شیخ این است که حکومت با این افراد خوب رفتار کند و به اینها چون زمانی برای حکومت زحمت کشیده اند زیاد سخت نگیرد و هوای ایشان را داشته باشد و در این بین شیخ یک سفارش ویژه هم به مسئولین حکومت میدهد :
"من نمي خواهم يكي يكي اسم ببرم. خانواده هايي متدين متعهد، آيا جناب آقاي مهندس موسوي كه من 25 سال او را مي شناسم، خودش را خانواده اش را نياكانش را مي شناسم، همه خصوصيات زندگي ايشان را مي شناسم، تصميم داشت كه رژيم را به هم بزند؟"
ودر ادامه همانند فتواهای عجیبش حکمی دیگر می راند :
"من به شما عرض كنم در اين نظام مهندس موسوي از نظر تدين و تعهد يا بي نظير است يا كم نظير"
و باز هم شیخ تاکید میکند که خیلی از کرامات و مسایل خلوصی و خصوصی را نمی خواهد بگوید اما چاره ای جز گفتن آنها ندارد :
"من به شما عرض كنم مهندس موسوي در طول اين ساليان نمي خواستم عرض كنم اما چون مرا تحت تأثير احساسات قرار دادند دوستان ، مجبور شدم اين جمله را بگويم مهندس موسوي در زمان امام سلام الله عليه مقلد امام بود و وجوهاتش را به وسيله شيخ حسن صانعي اخوي بنده مي داد خدمت امام."
واینجا با ذکر مقلد امام (ره) بودن میرحسین موسوی ، بر مسئولین حکومت اسلامی منت نهاده تا حساب او را از خیانتگران و برنامه ریزان کودتای مخملی - که زیر تیغ عدالت رفتن آنها در آینده ای نه چندان دور قویا محتمل است وهمین امر شیخ و دار و دسته اش را این چنین پریشان و نگران کرده – جدا کند .
بهترین و شیواترین پاسخ این افراد را خداوند متعال در کتاب آسمانی اش داده است :
" يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ "
از اينكه اسلام آوردهاند بر تو منت مىنهند بگو بر من از اسلامآوردنتان منت مگذاريد بلكه این خداست كه با هدايتكردن شما به ايمان بر شما منت مىگذارد اگر راستگو باشيد . ( سوره مبارکه حجرات آیه 17 )
به تاسی از این رویکرد قرآنی باید گفت که اولا اگر شما برای رضایت خدا و قربتا الی الله در راه این انقلاب زحماتی به زعم خودتان کشیده اید اجر شما نزد خدا محفوظ است ( که البته بخاطر خیانت های این افراد به همین انقلاب اگر آن دنیا برایشان اجری باقی مانده باشد ! ) در ثانی این قدر بخاطر سوابقتان بر مردم این مرز وبوم منت ننهید که اگر منتی در کار باشد این حق انقلاب و نظام است که شما را از بند طاغوت و ضلالت رهانیده هرچند که امثال جنابعالی قدر و ارزش این رهایی را ندانستید و نمی دانید – بماند اینکه بسیاری از این افراد ، به برکت همین انقلاب صاحب نان و نوایی شده اند و منتی برایشان نمانده است -.
بنابراین اینکه عده ای ثروت اندوز و زیاده خواه و خائن به دین وامت و نظام ، بخاطر سوابقشان اعم از مبارزاتی و خدماتی و ... حسابشان از بقیه مردم جدا شود یقینا یکی از شاخصه های "سیاست معاویه ای " می باشد و پیرو چنین سیاستی صاحب "عقل شیطانی" است اما در " سیاست علوی" که با "عقل رحمانی " سروکار دارد نه تنها برای این افراد از تخفیف در مجازات خبری نیست که بدلیل خواص بودنشان ، مجازاتشان نیز بسته به نوع خیانتشان مضاعف خواهد شد . سیره عملی امیر عدالت امیرالمومنین علی (ع) پر است از حکایتهایی که موید این امر هستند و همچنین معمار بزرگ این انقلاب امام خمینی (ره) نیز در طول عمر پربرکتشان به تاسی از مولای متقیان چنین سیاستی را در پیش می گرفتند که عزل قائم مقامش که به فرموده امام (ره) حاصل عمرش بود و همچنین برخورد شدید با برخی از نزدیکان و منتسبان و ... نمونه هایی از این اندیشه امام می باشند .
واین عین غربت آن امام عزیز (ره) است که مدعیان پیروی راه او ، درفکر و عمل معتقد به سیاست معاویه ای باشند و در عین حال عضو جبهه پیروان خط امام (ره) باشند .
با این توضیحات ، قضاوت با شما : کی منفعت خواهه کی حقیقت خواه ؟
3- شیخ در ادامه افاضات خود می فرماید که :
" تشيع با اين از بين مي رود كه بگويند آخوندهايش دزدند. اين تشيع را از بين مي برد در مقابل 200ميليون بگويد كه آخوندها بچه هايشان دزدند خودشان هم دزدند."
این هم دلیلی دیگر برای کسانی که احیانا متقاعد نشده اند که سیاست شیخ " سیاست معاویه ای " است و نکته جالب اینجاست که از نظر شیخ ، مبارزه با فساد و زیاده خواهی آقازاده ها نه تنها انقلاب اسلامی را به خطر می اندازد و نه تنها انقلاب اسلامی را از بین می برد و نه تنها تشیع را به خطر می اندازد بلکه فاجعه عمیقتر از این حرفهاست :
مبارزه با فساد مالی آقازاده ها و نورچشمی ها ، تشیع را از بین می برد .!!! ومجددا تاکید میکند که :
" این تشیع را از بین می برد ."
اما واقعیت این است که امروز اگر پیوند روحانیت با مردم سست و ضعیف تر از حد انتظار شده بخاطر عملکرد بسیاری از حضرات می باشد که دم از تشیع و اسلا م و انقلاب می زنند ولی رفتار و عملشان بر خلاف پیشوایان دینی (ع) می باشد .
با این توضیحات ، قضاوت با شما : کی منفعت خواهه کی حقیقت خواه ؟
4- مطلب آخر بر می گرده به ابتدای سخنان شیخ که میگوید متولد 1316 هست و همه ساله اذکار مخصوص ماههای رجب و شعبان رو میخونده و تنها سالی که موفق به خوندن این اذکار از جمله " لا اله الا الله " و ... نشده امسال بوده . سوالآخرم اینه : به راستی چه عاملی باعث شد شیخ توفیق خواندن این اذکار را از دست بدهد ؟
ایشان به رویدادهای سخت و تلخ تاریخی چون دستگیری امام (ره) و شهادت مبارزین انقلابی و ... اشاره می کند که تحت چه فشارهای سختی بوده لیکن هیچکدام اینها سبب نشد که از خواندن ادعیه و اذکار غافل شود اما امسال بنا بر فرمایش خودشان " هیچ نتوانسته ام بخوانم " و سپس علت را خودش گفته : " اين فشاري است كه مسائل روز براي بنده آورده است."
مگر نه اینکه ایشان داعیه پیروی از امام خمینی (ره) را دارد ؟ همان عارف عظیم الشانی که هیچ امری سبب غفلت او از یاد خدا و ذکر خدا نمی شد و بنا بر نقل یادگارش حاج احمد آقا ، امام (ره) در واپسین لحظات عمر شریفشان نیز از یاد خدا غافل نبودند و مدام اذکاری از جمله ذکر شریف " لا اله الا الله " بر لبان مبارکشان جاری بود . [1] پس هرگاه بنده از یاد خدا غافل شود و حال و حوصله خواندن ذکر و ادعیه را نداشته باشد باید بر ایمانش شک کند که چرا چنین حالی بر او چیره شده است که حتی خداوند توفیق مناجات وحال ادعیه خواندن را از او گرفته است ؟ و براستی چه عاملی سبب ضعف ایمان شیخ ، آنهم در این ایام شده است ؟
چه عاملی باعث شده شیخ حال و حوصله صحبت کردن با خدا رو از دست بدهد ؟
علت را در سخنان شیخ می یابیم :
" گرفتار اسير فكري نشويد. امروز تمام تلاش جنايتكاران براي اين است كه مردم را ناآگاه نگه دارند فلذا از كوچكترين آگاهي مي ترسند."
اما این جنایتکاران در نگاه شیخ چه کسانی هستند ؟
" ما موظفيم هر رسانه اي كه دروغ مي گويد و خلاف مي گويد خودمان را به آن رسانه ها وابسته نكنيم. روزنامه اي دروغ مي گويد راديويي دروغ مي گويد تلويزيون دروغ مي گويد بنده منبري دروغ مي گويم بنده روحاني دروغ مي گويم خودمان را به او وابسته نكنيم حداقل گوش به حرفهايش ندهيم كه مباد تحت تأثير قرار بگيريم. مخصوصاً اعمال ماه مبارك رمضان مي رسد اطمنيان است به آن حرفهاي رسانه هاي دروغ؟"
و شیخ عمق کینه و بغض و حسادت و عداوت خود را در این جمله نشان می دهد که :
" همه بازي هايي كه الآن دارد در مي آيد بازي است. همه اش بازي ننه نخوديه. يا قصه مگسي خر مگسي مي خواي بگم مي خواي نگم همه اش سركاري است. نه اضلاع حساب شده است اين را بيار آن را ببر. اينها همه اش بازي است همه اش براي اين است كه اقتدار افرادي را بالا ببرند. من محال مي دانم رو جريان عادي برخي افراد عزل شوند. محال عادي مي دانم. و اما براي اينكه آقايان اقتدار بدهند مي گويند اين را عزلش كن اين را نصبش كن اين را ببر"
البته شیخ حق دارد که به نهادهای رسمی نظام تا این حد دشمنی ورزد چرا که دیگر از دوستانش - که او را به برکت استفاده از قدرت و ثروت وزارتخانه های دولتی نظیر وزارت ارشاد و آموزش و پرورش و ... مرجع تقلید معرفی کرده اند و رساله هایش در چاپهای مختلف انتشار می یافته - در نهادهای رسمی کمتر خبری است .
وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿2﴾ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿3﴾
و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحر و دروغی دايم است (2) و به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند ولی هر كارى را آخر قرارى است (3) (سوره مبارکه قمر )
برگردیم به سوال اصلی : مهمترین عاملی که باعث شده شیخ حتی حال مناجات با خدا را نیز از دست بدهد چه می تواند باشد ؟
آیا غیر از این است که برخلاف ادعاهای واهیش که خود را پیرو راه امام (ره) می داند عمل می کند ؟ آیا غیر از این است که شیخ و همفکرانشان آن همه سفارشات امام (ره) در باب ولایت فقیه را فراموش کرد ه اند ؟ آیا غیر از این است که شیخ ودوستانش راهی برگزیده اند برخلاف راه و اندیشه امام (ره) که فرمود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد " ؟
واین عاقبت شوم کسانی است که در عصر غیبت آن یگانه عالم (عج) از تمسک به " حبل الله " سرباز می زنند.
نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو به منکرعلی بگو نماز خود قضا کند
سوالم را تکرار می کنم : با این توضیحات ، قضاوت با شما ، کی منفعت خواهه کی حقیقت خواه ؟ |