پایگاه خبری تحلیلی خردنیوز- جواد سالمی- دوم خرداد به عنوان یک تراژدی در تاریخ ملت ایران ثبت شد. واکاوی شخصیت های دوم خرداد و جریانهای مدعی پدید آورنده آن، می تواند چراغ راه جریان اصولگرایی و بالاخص دولت دهم باشد. جریان صهیونیست شاخه دانشجویی(1) در آن روزهای آغازین جریان دوم خرداد طی بیانیه ای این جملات را برای حمایت از خاتمی سر دادند: « برخلاف آنان که مرتب خطر تکرار دوران مشروطه را گوشزد می کنند، این دوران از نقاط غرور آفرین و مایه مباهات و افتخار مردم ما محسوب می شود» (2) با کنار زدن تاریخ از پیش روی چشمان تدارکچی بزرگ!خاطرات تلخ مشروطه و بعد از مشروطه تکرار شد. شیرین عبادی، همچون روشنفکران غرب زده آن زمان، تنها راه نجات ایران را غربی شدن از فرق سر تا نوک پا دانست. حتی روشنفکرنماهای عصر اصلاحات، مانند سروش هم به مقلدان محض تئوری های امثال پوپر پرداختند. عبدالکریم سروش در مصاحبه با شهروند امروز میگوید:« بنمایه آموزههای پوپر ساختار فکری او و کسانی چون مصطفی ملکیان را ساخته است».(3) سید محمد خاتمی نیز آن ایام سروش را ملاصدرای زمان لقب داده بود و تفکرات او را در مورد پلورالیسم دینی تکرار می کرد. نقطه اشتباه خاتمی درس نگرفتن از تاریخ عبرت انگیز سده گذشته که می تواند حیله های کثیف روشنفکری را خنثی کند، بود. خاتمی همان گونه که گفت، صرفا یک تدارکچی بود. او در سال 76 نهضت آزادی را در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی خود، غیر قانونی خواند، ولی با القائات اطرافیانش در همایش نفت، توسعه و دموکراسی از سردمداران این جریان "مرده "دعوت می کند. امری که موجب ذوق زدگی سایت روزآنلاین،که آشکارا از طرف موسسات هلندی اداره می شود شد. در سال 78 روزنامه نشاط (4) ، با تجلیل از مصدق او را مدافع دیانت،حقوق شهروندی، مشارکت عمومی و استقلال ملی می خواند.آن روزها حمید امیدی(روزنامه نگار) با دفاع از خاتمی سعی کرد این لکه ننگ را از دامان خاتمی و اصلاحات دور کند. اما گذشت زمان و بالاخص انتخابات 22 خرداد، نشان داد که خاتمی همان مصدق است. امری که متاسفانه به علت عدم درس گرفتن درست از تاریخ اتفاق افتاد.این مسأله از جهت دیگری هم شایسته مطالعه است. چند سال پیش، بهزاد نبوی در گفت وگو با ایسنا، به دیدار خود از یکی از ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در یکی از شهرستان ها اشاره کرده و گفته بود :« آنجا به دوستان ستاد گفتم برای ما بد است که عکس مرحوم مصدق باشد اما عکس امام در ستاد نباشد. پیداست یک تغییراتی در ما پیش آمده است!» متاسفانه شخص خاتمی هم با عدم شناخت صحیح از مصدق، در «نامهاي براي فردا» مصدق را فردي آزاديخواه و انديشه ورز ،... وسياستمداري آگاه و دلسوز ناميد! در این زمینه نکات قابل تاملی وجود دارد:
اسلام خاتمی و مصدق:
اگر چه خاتمی، با دفاع از نظریه مترقی "مردم سالاری دینی"تلقی خود را از اسلام، همان تلقی امام(ره) و رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) وانمود می کرد، ولی گذر سالها توطئه و ریاکارانه بودن آن را آشکار کرد.(5) در کتاب «مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی»که توسط هواداران نهضت ملی جمع آوری شده، در این باره آمده است:«مصدق،یک اصلاحگرای غیر مذهبی بود که در رساله دکترای خود از این نظریه دفاع کرده بود که عقل باید بر سایر منابع رجحان داده شود!!!»(6) امام(ره) در 25/3/1360 در جمع اقشار مختلف مردم فرمودند: «يك گروهي كه از اولش باطل بودند، من از آن ريشههايش ميدانم. يك گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتي كه مرحوم آيت ا... كاشاني ديد كه اينها خلاف دارند ميكنند وصحبت كرد، اينها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند، اسمش را آيت ا... گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر ميكنند به وجود او، او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيت ا... توي خيابانها ميگردانند. من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست، اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود، سيلي را بر اسلام ميزد.»(7) خاتمی در نطق هایی که به عنوان رییس جمهور مطرح می کرد، حفظ آزادی و جامعه مدنی را فقط با تکیه بر روحانیت امکان پذیر می دانست اما نیمه پنهان ماجرا سالها بعد آشکار شد. عبدالکریم سروش در مصاحبه با نشریه «اکسپرس» گفت از «محمد خاتمی» خواسته که اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مبانی مسلّم دینی نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدنی» را مستقر کرد.(8) این امر متاسفانه آن روزها در حال انجام بود. روزنامه نشاط، فرهنگ شهادت را خشونت آفرین خواند و مجله کیان ارتداد را حق طبیعی هر فرد دانست.اکبر گنجی هم تلوبحا شهادت امام حسین را نتیجه خشونت های پیامبر دانست.(9) وی در دانشگاه تهران و در سالگرد دوم خرداد نیز می گوید:«اگر دين در برابر آزادي قرار بگيرد، اين دين است كه بايد محدود شود نه آزادي» 26دی 1386، خاتمی در مصاحبه با روزنامه «ال پائیس» مدل «حکومت دموکراتیک دینی» را به جای جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرد.این در حالی بود که خاتمی در ایامی که در ماراتن های انتخاباتی شرکت داشت، از نظریه جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی دفاع می کرد. ایستادن اصلاح طلبان در مقابل دین اسلام، یکی از دلایلی بود که موجب به زباله دان تاریخ رفتن جبهه اصلاحات شد. این امر در پس سوم تیر 84 نیز قابل مشاهده بود. فارغ از اظهارات سخیف امثال آغاجری، عملکرد روزنامه های دوم خرداد نیز قابل توجه است. در آذر ماه سال گذشته روزنامه های دوم خردادی کارگزاران، سرمایه و ابتکار، همزمان با شهادت امام پنجم شیعیان حضرت امام محمدباقر(ع) از ذکر خبر و عرض تسلیت در این رابطه خودداری کردند.نکته قابل توجه آن جا بود که روزنامه سرمایه «درگذشت اسقف اعظم کلیسای ارتودوکس روسیه» را به عنوان یکی از اخبار مهم خود انتخاب کرد!
2-احترام به مردم و مشارکت عمومی
خاتمی، تنها آن زمان، میزان را رای ملت دانست که ملت او را بر گزیده بودند و اگر مردم به او و جبهه اصلاحات " نه" گفتند ، به دلیل شعارهای عوام فریبانه و پوپولیستی بوده است!!! حبیب لاجوردی در کتاب « مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی» می نویسد:« مهمترین اشتباه مصدق،در ماههای آخر زمامداری او روی داد. مصدق درصدد برآمد تا برای خاتمه دادن به عمر مجلس هفدهم و روی کار آوردن مجلس هجدهم رفراندوم ترتیب دهد، شیوه برگزاری هم به دلیل جدا بودن صندوق های مخالفان و موافقان کاملا غیر دموکراتیک بود.» امام(ره) در ديدار با برخي از خانوادههاي شهدا فرمودند: « بايد چشمها را باز كنيم و اشخاص را مطالعه كنيم. اين صورتي كه مرا گاهي رنج ميداد، آنها در صدد بودند رفراندوم كنند و يا رفراندوم قانون اساسي را تحريم كنند. سنخ رفراندومهاي دكتر مصدق كه رفراندوم اين طور بوده، يك صندوق براي مخالف، يك دسته از اشرار بودند و جزء مخالفين يك الاغ را آورده بودند كه راي بيندازد. چنين رفراندومي را شكل دادند و قانون اساسي را امريكايي درست كردند. بعضي از اين روحانيون را بيش از بيست سال تجربه كردم، اينها ميخواستند اين قشر را كنار بگذارند و يك قشري بياورند كه مسلمان باشد، ولي در نظرش امريكا باشد؛ ولي چون از شوروي مردم وحشت دارند، آنها را كنار بگذارند و به طرف امريكا جذب بكنند.»(10) محمد خاتمی هم بعد از حماسه بیست و دوم خرداد، در اظهاراتی سخیف و در یک فرافکنی مدعی شد که نظام، «کودتای مخملین علیه مردم» انجام داده است! او هرگز به رای مردم احترام نگذاشت و در روز 25 خرداد 1388، در بیانیه «پانزده خطی» خود، «هفت بار» واژه های تظاهرات و اعتراضات مدنی را تکرار کرد. مجمع تحت امر خاتمی نیز در روز پس از انتخابات طی بیانیه ای، از ملت به خاطر عدم صیانت از آرای ملت عذر خواهی کرد!!! البته آنها توضیح نداند که با وجود 40 هزار ناظر چگونه 11 میلیون آراء جابه جا شده است و یا اساسا چه مدارکی دال بر ادعای مضحک خود دارند؟ او هرگز تا به این لحظه به آرای ملت احترام نگذاشته است. نکته جالب آن جاست که وی همانند مصدق خواستار رفراندوم برای مشروعیت دولت شده است و شرایطی که وضع می کند نشان از عدم توجه او به قانون اساسی ،به عنوان میثاق ملی دارد. خاتمی در روزهایی که بنی صدر خواستار همه پرسی شده بود، از آن به عنوان یک مسئله غیرقانونی یاد کرده بود.
1. طیف رادیکال علامه که از دوران خاتمی غیر قانونی اعلام شدند و در زمان آقای احمدی نژاد این حکم به دلیل ساختارشکنی ،این طیف در مورد فلسطین ابلاغ شد. 2. کیهان 16 مرداد 79 3. فصلنامه فرهنگ پویا، شماره 11، بهار 1388 4. روزنامه نشاط روزنامهای اصلاح طلب بود که در سال1377 و پس از توقیف روزنامههای جامعه و توس به مدیریت لطیف صفری و سردبیری ماشاالله شمسالواعظین منتشر گردید و پس از چندی توقیف و مدیر روزنامه بازداشت شد. روزنامه نشاط در آن زمان علنا تمایلات خود را نسبت به نهضت آزادی نشان می داد 5. شهید مطهری در این مورد می نویسد:«من اعلام مي کنم که در جمهوري اسلامي، هيچ محدوديتي براي افکار وجود ندارد. از به اصطلاح، کاناليزه کردن انديشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه بايد آزاد باشند که حاصل انديشه ها و تفکرات اصيلشان را عرضه کنند. البته تذکر مي دهم که اين امر سواي توطئه و رياکاري است. توطئه ممنوع است اما عرضه انديشه هاي اصيل; آزاد.» ( پيرامون انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا، ص11) 6. مقاله فخر الدین عظیمی ص 98 7. صحيفه نور، ج،12 ص.15 8. رساله چگونه پروژه «جامعه مدنی» به «مبارزه مدنی» تبدیل شد؟ 9. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78 : فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می¬شوداکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78: پیامبر در بدر و حنین و ... شمشیر زد ... اما آیا جنگهای جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه¬هایی جز خشونت به بار نمی¬آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می¬داند، ،دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید. 10. صحيفه نور، ج ،15 صص 7 |