آنچه كه در مورد آقاي موسوي صادق بوده و با بني صدر تفاوت آشكار دارد، اين است كه ايشان بدون اينكه آراي ملت را كسب نموده باشد و يا حداقل مدرك و يا دليلي در اين خصوص ارائه نمايد، با خود كامگي در برابر قانون اساسي، نظام، ولايت فقيه و مردم ايستاد، و خواستار ابطال راي مردم شد، و به قصد تحميق مردم، آنانرا بهانه خودكامگي خود نمود
|
پایگاه خبری تحلیلی خرد نیوز - به نگارش سیاوش آقاجانی- پيام : آقا سيد حسن نامه اي نوشته اند و گفته اند بر اساس اخبار شنيده شده از منابع موثق، برنامه اي با نام شاخص در تلويزيون در حال پخش است كه مورد اعتراض جدي ايشان است. و از سويي هم گفته اند كه اكنون شبكه هاي خارجي و دشمنان قسم خورده در جهت معرفي چهره اي خشن و غير انساني از انقلابند و از مشابه سازي غلط تاريخي انتقاد كرده اند و درخواست كرده اند كه از ياران و نزديكان امام دعوت شود تا شرايط زماني سخنان امام را تشريح و ناگفته هاي زندگي امام را شرح دهند. مشروح نامه را مي توان براحتي در سايت هاي ديگر مشاهده نمود ولي خلاصه نامه همان است كه آمد. در اين نامه چند موضوع مهم به چشم مي آيد كه بررسي مي گردند: 1- آقا سيد حسن كه وظيفه اصليش را بعنوان فرزند امام، تبيين كننده شخصيت امام مي داند، وقت نگذاشته اند كه يكبار اين برنامه شاخص را ببينند ولي در اعتراض به آن چه كه از برداشت موثقين منشا مي گيرد، احساس وظيفه كرده و مكتوبه اي بدليل بي اثر شدن تذكرات شفاهي به آقاي ضرغامي نوشته اند. احتمالا آقاي سيد حسن خميني از كساني هستند كه صدا و سيما را تحريم كرده اند، و گرنه برنامه شاخص كه طي چند شب اخير، طرفداران زيادي نيز پيدا كرده است، نمي بايست از ديد شخص آقا سيد حسن دور مانده باشد.
2- ايشان شبكه هاي خارجي را در جهت معرفي چهره اي خشن و غير انساني از انقلاب فعال دانسته و اين امر را از منابع موثق ذكر نمي نمايند. اذعان به اين مسئله بدون اينكه به منابع موثق استناد شود، اين مطلب را در ذهن متبادر مي سازد كه ايشان علي رغم اينكه برنامه شاخص را كه اينقدر روي آن حساسيت دارند را مشاهده نمي كنند، ولي برنامه هاي اين شبكه هاي معاند را بدون واسطه مشاهده مي كنند.
3- مشابه سازي تاريخي غلط، گلايه اصلي نامه ايشان است، و ايشان، عدم دقت به شرايط تاريخي را ايراد اصلي اين برنامه تلقي مي كنند، البته با توجه به اينكه احتمالا ايشان در آن زمان بلحاظ سني قادر به تحليل مسائل پيچيده روز نبودند، احتمالا عدم تشابه زماني را نيز از سوي همان منابع موثق دريافت نموده اند.
4- ايشان از صدا و سيما خواسته اند تا از ياران واقعي امام خواسته شود تا به تبيين شرايط سخنراني هاي پخش شده بپردازند و از ناگفته هاي امام بگويند. اين نشان مي دهد كه به نظر ايشان، نا گفته هاي امام را مي توان بر رد گفته هاي امام حجت دانست، آنهم براي كسي كه اينقدر از منابع موثقش كه همگي از ياران نزديك امام بودند، مطمئن است.
5- ايكاش آقاي سيد حسن، مشخصا ياران واقعي امام را ذكر مي نمودند تا ما نظرمان به سوي كروبي ها، خاتمي ها، موسوي ها و هاشمي ها نرود كه عملكرد اينان در ذهن دوست و دشمن، فقط با همين شاخص امام كه هر وقت آمريكا از شما تعريف كرد به عملكرد خودتان شك كنيد، قابل استنتاج است.
علي رغم همه اينها، با توجه به اينكه نظر آقاي سيد حسن خميني را در خصوص رد تشابه تاريخي قبول دارم، مختصري از وجه اختلاف آنها را ذكر مي نمايم:
آقاي بني صدر با كسب بالاي آراي مردم به مقام رياست جمهوري رسيد و امام ايشان را تنفيذ نمود، ولي با توجه به عملكرد متضاد با ولايت فقيه و خيانت هاي عديده، با توصيه امام از سوي مجلس شوراي اسلامي، بلحاظ عدم صلاحيت سياسي، از رياست جمهوري خلع شد.
آنچه كه در مورد آقاي موسوي صادق بوده و با بني صدر تفاوت آشكار دارد، اين است كه ايشان بدون اينكه آراي ملت را كسب نموده باشد و يا حداقل مدرك و يا دليلي در اين خصوص ارائه نمايد، با خود كامگي در برابر قانون اساسي، نظام، ولايت فقيه و مردم ايستاد، و خواستار ابطال راي مردم شد، و به قصد تحميق مردم، آنانرا بهانه خودكامگي خود نمود.
از ديگر تفاوتهاي موسوي و بني صدر اينكه، فردي مثل بني صدر از همان ابتدا مي دانست كه در زمين چه كسي بازي مي كند، اما موسوي چه؟ به نظر من كه از ابتدا و شايد تا همين 9 ديماه هم نمي دانست؟!! اما چه كند انسان كه لجوج و عنود است و بسته به غرور و عصبانيتش (كه كارنامه اي مشخص با تاييد مكتوب امام از آقاي موسوي وجود دارد)، از بازگشت از راه اشتباه لجاجت مي ورزد. خوب است آقاي سيد حسن خميني كه متاسفانه خود را يادگارتر از انقلاب تلقي مي كند، به نصيحت پدر بزرگ عزيز، پدر گرامي و پدر بزرگ همسرشان (آيت الله العظمي سيستاني) كه همان حركت در مسير ولايت فقيه است، عمل نمي نمود و بازيچه جريان هاي سياسي نمي شد، كه البته ايشان در دوران اصلاحات نيز از اين فتنه مصئون نبودند.
نمي دانم اين فتنه عظيم كه در جايي به كودتاي آقازاده هاي عافيت طلب تعبير نمودم، چگونه فرزندان بزرگاني چون آيت الله ...، آيت الله ...، آقاي .... و ... را نيز با خود يار نمود، اين صف بندي، شايد به هدف مشروعيت به فتنه دعوت شده اند ولي همين شركت در خوشبينانه ترين حالت، نشان دهنده نوعي طلبكاري و سهم خواهي آقازاده هاييست كه يا سايه پدر را دور ديده و سهم بي پدري خود را مي خواهند، و يا سايه پدر بر سر دارند و سهم پدر را طلب مي كنند
خدا را شکر که امثال شما همچنان در این مملکت هستند, مگرنه خدا می دونه اینها انقلاب رو چند سال پیش تقدیم آمریکاییها کرده بودند!
گویند پدر تو فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
وقتی میبنند مثل پدر و پدر بزرگانشان مورد توجه قرار نمیگیرند آنهم بخاطر اینکه ممکن است از نظر علمی و یا شخصیتی به آنها نمیرسند برای اینکه خودی نشان دهند اینگونه سخننانی را به زبان میاوردند....چرا باید کسی را بخاطر نسبت داشتن با شخصیتهای بینظیر مورد تایید قرار داد؟
مگر فرزند نوح........بقیش بماند
العاقل و فی الاشاره
الله اکبر...
این چند ماه گذشته نشان داد که انقلاب ما نیازی به انقلابی دیگر در درون خود دارد/چون نخبگانش آن را فراموش کرده اند/یک سری از این نخبگان کسانی هستند که ادعای پیروی از امام را دارند حتی بعضی از بستگان امام روح الله هستند/متاسفانه دچار آلزایمر مزمن شده اند/شاید هم تحت تاثیر هوچیگری همین رسانه های صهیونیستی قرار گرفته و ترسیده اند!!!
آقای سید حسن عزیز شما بر نامه ی شاخص را یک بار هم ندیده اید چگونه تنها با شنیدن از دیگرا ن به خود اجازه ی اظهار نظر میدهید . در نامه ی تان یه ریاست صدا و سیما نوشته اید که برنا مه ی شاخص چهره ایی خشن از امام نشان داده است در حالی که شاخص اشدا ء علی الکفار بودن حضرت امام قدس اسره شریف را که از دستورات خداوند کریم است به تصویر کشید.