جستجو در سايت
صفحه اصلي      آرشيو      پيوندها      درباره ما      ارتباط با ما      RSS چهارشنبه 17 \ 6 \ 1389    
رازهای برنامه سحر ماه رمضان

  |           Share/Save/Bookmark

سبک اجرای شما سرشار از لغات و اصطلاحات دور از ذهن و گاهی دشوار است و متفاوت با دیگر مجریان صحبت می‌کنید؛ در این زمینه توانمندتر به نظر می‌رسید.
خداوند به من توفیق داد در کار اجرا فقط به دید یک مجری نگاه نکنم، از لایه‌های زیرین کار شروع کردم و از لحاظ علمی با کار و نحوه اجرا آشنا شدم، به نوع اجرا و نحوه آموزش مجریان در خارج از کشور بسیار دقت کردم و پس از اینکه با دید علمی کار را دنبال کردم، از بعد وطنی هم نگاه جدی‌تری داشتم، یعنی گستره و وسعت کشور و طیف مخاطب را هم در نظر گرفتم و برای خود تعریف کردم که روی آنتن سراسری با چه ادبیاتی باید صحبت کنم.
قلمروي وسیع واژگان را از کجا آورده‌اید؟
این ادبیات و واژگان حاصل یک روز و یک شب و یک ماه نیست، بلکه یک سیر است. تا به حال دقت کرده‌اید که ما در اجرا‌ی برنامه‌های سحر به طور مداوم دوربین را عوض می‌کنیم، تنها دلیلمان برای این کار این است که مردم تصور نکنند برای مجری در پشت دوربین چه می‌گذرد و چه امکاناتی وجود دارد. ما دوربین را عوض می‌کنیم تا مخاطب باور کند پشت این دوربین‌ها چیزی غیر از مقابل دوربین‌ها نیست، اما در کنار تمام اینها باید با این واژه‌ها زندگی کنیم، آنها به خودی خود خشک هستند، باید به آنها روح دهیم و این ما هستیم که باعث شادی و طراوت دادن به واژه‌ها می‌شویم، به نوعی مسیح کلمات به دست ما است. تا به حال پیش نیامده است متن یک کتاب را به طور کامل حفظ کنم و در مقابل دوربین آن را طوطی‌وار بخوانم و اجرا را پیش برم بلکه تمام آنها را درونی کرده‌ام، همیشه سعی می‌کنم یک حدیث را درونی و با آن ارتباط برقرار کنم و بعد آن را روی آنتن اجرا کنم. این ادبیات حاصل مطالعه و شناخت و کار تلویزیون است. ممکن است اگر به من بگویند سال بعد هم مسؤولیت اجرای برنامه برعهده شماست دیگر به این سبک اجرا نکنم، زیرا ممکن است در آن موقع دیگر مخاطب اینگونه روند را نپذیرد، مملکت به طور مداوم در حال تغییر است و این تغییرات ممکن است از مجموع مردم ما چیزی بسازد که دیگر آن نوع را نپسندند و آن زمان دیگر روند اجرا باید تغییر کند، یعنی کار دینی را با لحنی دیگر پیگیر می‌شوم.
به حرف‌هایی که می‌زنید تا چه حد اعتقاد دارید یا فکر می‌کنید ‌مجری دوشخصیتی است و آنچه می‌گوید وظیفه سازمانی است؟
معجزه دوربین همین است‌ که شما حرفی که می‌زنید باور کنید، به نظر شما چرا عادل فردوسی‌پور در اجرای خود بسیار موفق است، زیرا این فرد شیفته فوتبال است و تا به حال دیده نشده است درباره پینگ‌پنگ صحبت کند، زیرا در وجود خود با فوتبال رابطه تنگاتنگ دارد. مثال دیگر اجرای برنامه آقای داریوش فرضیایی است، ایشان از درون خود کودکان را دوست دارند و در زندگی معمولی خود هم از صمیم قلب به کودکان ارادت دارند. واقعیت‌گرایی در برنامه مذهبی سحر، حساس‌تر و بیشتر به چشم می‌خورد. اگر دروغ بگوییم و به حرف‌های خود عمل نکنیم، مخاطب باور نمی‌کند.
آیا ما در طول سال سریال مذهبی یا برنامه‌ معنوی نیاز نداریم و فقط در ماه مبارک باید همه برنامه‌ها به این سمت گرایش پیدا کند؟
رسانه تا حدودی مجبور است کارها را مناسبتی پیش ببرد اما به طور کلی تلویزیون در زمینه کار مذهبی به دنبال رسیدن به ادبیات جدید نرفته و حتی می‌توان گفت زحمتی هم در این زمینه کشیده نشده است. برنامه‌سازان به یک راحت‌طلبی درونی رسیده‌اند؛ در ماه رمضان زمانی که می‌خواهند فیلمی بسازند، مدام از کاسه آش و زولبیا و بامیه و... استفاده می‌کنند، یعنی معمولا تبلیغات جایگاه زیادی دارد. فیلمسازان به یک ساده‌انگاری رسیده‌اند، من به شما قول می‌دهم این امکان وجود دارد که هر روز درباره دین صحبت کرد و برای شما نمونه هم می‌آورم. به طور مثال سال‌ها در این مملکت فقط در 12 اردیبهشت حداکثر تا 15 اردیبهشت که مصادف با روز معلم بود، ‌شأن و کمال استاد مطهری گفته می‌شد، اما دیدیم پس از مدتی با ساخت برنامه «از تو می‌پرسند» ثابت شد، می‌شود درباره استاد در طول سال صحبت کرد. از سال گذشته تا امروز بینندگان زیادی با برنامه تماس می‌گیرند و تقاضا می‌کنند برنامه‌های سحر در طول سال اجرا شود، اما ما در جواب می‌گوییم با وجود اینکه در دین به شب‌زنده‌داری و صحبت با خدا تاکید فراوان کرده است، اما این امکان برای پخش دائمی این برنامه وجود ندارد، اما مخاطبان از حرف خود کوتاه نیامدند، پیشنهاد دادند و راه حل گذاشتند که وقتی نمی‌شود به طور مداوم این برنامه را اجرا کرد، فقط در شب‌های جمعه که فضیلت بسیاری برای شب‌زنده‌داری وارد است این برنامه را ادامه دهید. مردم از این سبک برنامه که مجری به صورت دائمی بخواهد فقط به اعلام برنامه بپردازد، احساس رضایت نمی‌کنند، آنها دوست دارند مجری با زبان دین با آنها صحبت کند، در این مورد می‌توانیم پیغمبر اعظم(ص) را الگوی اخلاقی خود قرار دهیم. در زمان پیامبر(ص) عرب‌ها از شنیدن قصه لذت می‌بردند، برای همین ایشان برای آنها قصه تعریف می‌کرد. آنها به گونه‌ای تعجب برانگیز مقابل پیامبر می‌نشستند و به سخنان ایشان گوش می‌دادند و دلیل آن هم این بود که پیامبر با زبان آنها برایشان قصه تعریف می‌کرد. 3 سال پیش، دکتر حسن عرفان از استادان حوزه علمیه قم، درباره برنامه سحر انتقاد کرده بودند، ایشان گفته بودند صدا و سیما باید مرتبط با برنامه‌های مذهبی به یک مسیری برسد که جمشیدی در برنامه سحر رسیده بود.
منظور ایشان این بود که صورت ظاهری دین، صورت خشکی است، باید به یک روشی برسیم که شکل ظاهری آن را یک مقدار راحت‌تر کنیم. به طور مثال بارها دیده شده است که تواشیح‌‌های زیادی در تلویزیون خوانده می‌شود، اما هیچ‌کدام مانند «تواشیح سامی یوسف» مخاطب را به خود جذب نکرده است، زیرا سامی یوسف با نمایش خود، چیز دیگری را هم می‌گوید. او دین را جریان مداوم و جاری و پویا در زندگی می‌داند. سازمان ملی جوانان 2 سال پیش آماری را در بین جوانان، مرتبط با اینکه دغدغه آنان را بررسی کند، تهیه کرد و در پایان به این نتیجه رسید که هیچ‌کدام از جوانان درباره مسکن صحبت نکردند، 90 درصد آنان به طور مداوم به موضوع خدا فکر می‌کنند یعنی مساله‌ای که ما فکر می‌کنیم در زندگی جوانان کمرنگ به چشم می‌خورد، یکی از دغدغه‌های اصلی آنان است.
شما معمولاً در کارهایتان مخاطب را با خود همراه می‌کنید، دلیل این همراه کردن چه چیزی است؟
معمولاً به دانشجویان اجرا گفته می‌شود توانایی مجری در تک صحبت کردن در استودیو نیست، توانایی مجری در 2 جا مشخص می‌شود؛ یکی در مصاحبه زنده تلویزیونی و دیگر در اجرای صحنه. مثل کسی که کار تئاتر می‌کند و کسی که کار تلویزیون می‌کند، این دو با هم مقایسه می‌شوند. همیشه افرادی که در زمینه تئاتر فعالیت می‌کنند قوی‌تر از کسانی هستند که در زمینه تلویزیون کار می‌کنند. حال باید توانایی مجری را در این 2 مکان سنجید. هنگامی که کار اجرا را انجام می‌دهم، احساس می‌کنم استودیو به قدری بزرگ است که مردم در کنار من هستند، بهتر بگویم خودم را در کنار مردم احساس می‌کنم و هیچ‌وقت تصور نمی‌کنم مردم، ما را به عنوان افق تهران تصور می‌کنند، همیشه به تمام مخاطبان به دید همراه نگاه می‌کنم، جز اینها، وجود رقیب را در کنار خود احساس می‌کنم، البته قصدم این نیست که مخاطبان آنها را جذب کنم بلکه هدفم این است که بتوانم بهترین اجرا را نشان دهم. صحبت کردن با زبان دین بسیار شیرین است. به طور مثال من درباره یکی از اعلام ساعات اذان، می‌گویم: «فکر می‌کنید اگر الان تماس بگیرید، مادر بیدار باشد، بروید زنگ بزنید و بعد از حال و احوال‌پرسی، به مادر بگویید 15 دقیقه دیگر تا اذان صبح به افق تهران باقی مانده است». یا می‌خواهم درباره دعوای زن و شوهر‌ها صحبت کنم، می‌گویم، اشکالی ندارد. مگه تو نشنیده‌ای پیامبر می‌گوید: «زنان موجودات ظریفی هستند، برای اوقات تلخی آفریده نشده‌اند»، حالا خانم قهر کرده، تو برو با او صحبت کن، پیامبر گفته است زن مظهر ناز است و برای دل شکستن به دنیا نیامده است، دنبال بهانه بگرد‌، برو صحبت کن و بگو تا اذان صبح به افق تهران 10 دقیقه باقی مانده است». یا درباره اینکه ساعت اذان را اعلام کنیم، شعر ساخته‌ایم: « لحظه‌ها، لحظه‌ آیینگی انسان است / عاشقان وقت اذان در افق تهران است».
این نخستین برنامه‌ای است که اسامی بیماران در آن برده می‌شود، این ایده و عقیده از کجا شروع شد؟
نخستین کسی که در برنامه ما آمد، یکی از بیماران بود و تقاضای دعا برای شفا داشت. مهم‌ترین مساله این است که مخاطب قاب تلویزیون را امین بداند و به نوعی رسانه باید اعتمادسازی کند تا جایی که مردم با او همانند نزدیک‌ترین عزیزانشان احساس امنیت کنند. من به شما قول می‌دهم فروبسته‌ترین مسائل از طریق رسانه قابل حل است و براحتی می‌توان مردم را به مسائل خوشبین کرد. در شب‌های ابتدایی برنامه فقط برای شفای بیماران جسمی دعا می‌کردیم، اما بعد از مدتی استاد نیک‌نام که خود سازنده‌ فیلم مذهبی هستند، در پی یک تماس به من گفتند شما صلوات می‌فرستید برای شفای مریض‌های جسمی، چرا «امن یجیب» نمی‌خوانید برای دروغگو‌ها، برای کسانی که زخم‌زبان می‌زنند؟ بعد متوجه شدیم تعداد بیماران اجتماعی خیلی بیشتر است. منظورم این است که در رسانه‌ می‌توان کاری را برای بیماران انجام داد، اما پیشنهاد نام بردن اسامی بیماران از بین خود مردم بود و به نوعی سیل مردمی این نوع اجرا را ایجاب کرد. برنامه سحر در یک جریان پوینده و محبوب مردمی قرار گرفته است. بارها پیش آمده که بسیاری از خیرین با روابط عمومی برنامه تماس گرفته‌اند و از ما خواسته‌اند تا کسانی که در برنامه دچار مشکل هستند را معرفی کنیم، اما من همیشه از قرار دادن اسامی در اختیار خیرین دریغ می‌کنم، زیرا مردم به برنامه اعتماد کرده‌اند و برنامه را سنگ‌صبور خود قرار داده‌اند.
چرا در بین اسامی بیماران نام نزدیکان خودتان را نمی‌برید؟
به نظرم این کار اصلا صحیح و درست نیست، وقتی وارد استودیو می‌شوم و کاغذ‌هایی را که التماس دعای مردم روی آن حک شده، می‌بینم، دیگر جایی برای مطرح کردن نزدیکان خودم باقی نمی‌ماند، آن فضا برای مخاطبان بوده و فرصتی است تا آنها حرف‌های دل خود را بگویند و از مردم بخواهند برای آسان شدن مشکلاتشان دعا کنند و شاید یکی از دلایل ناراحتی من درباره دوستی که برنامه را «امامزاده صدا و سیما» تلقی کرده بود، همین باشد. آنها تصور می‌کردند من امامزاده شده‌ام، در صورتی که اشتباه فکر می‌کردند، اگر در این برنامه‌ چیزی امامزاده باشد، آن دل‌های مخاطبان برنامه است.‌ دل مؤمن خانه خداست و قلب آنها با نیت پاکی و خدایی در این برنامه حضور پیدا می‌کند.
فکر نمی‌کنید بعد از یک ماه اجرای برنامه، مخاطب شما سرگردان است؟
من این نقد شما را قبول دارم، مخاطب برنامه بعد از اول شوال به حال خود رها می‌شود. ما بسیار علاقه‌مند و مشتاق به ادامه برنامه هستیم، زیرا خودم به شخصه ساعات سحر را لمس کرده‌ام و این اشعار را که حافظ گفته است «دعای صبح و آه شب کلید گنج معبود است» یا «دعای گوشه‌نشینان بلا بگرداند» از تمام ابعاد دلم قبول دارم و می‌دانم چه معجزه‌ای در این ساعات وجود دارد، اما متاسفم که امکان ادامه این برنامه وجود ندارد و با پایان ماه مبارک رمضان تمام می‌شود.
اینکه با صحبت‌های شما اشکی در چشم مخاطب جاری می‌شود چه حسی برایتان دارد؛ احساس رضایت است یا ناخشنودی؟
به دنبال این نیستم که اشک مخاطب را در بیاورم بلکه به دنبال این هستم که احساسات مخاطب را با خود همراه و برانگیخته کنم. ما در کشورمان امام رضا(ع) را فقط به واسطه معجزه می‌شناسیم، اما اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم اگر وجود باارزش این بزرگوار نبود، معلوم نبود، سرنوشت ما به چه صورت بود. وجود باارزش این امام، همانند کارخانه انسان‌سازی است، صحبت‌هایی که من مرتبط با امام رضا(ع) می‌گویم، برآمده از اعماق وجودم است. به قدری به حضرت ارادت دارم که احساس می‌کنم، سحر‌گاه، من و مخاطب در مشهدیم و در کفشداری حرم امام رضا(ع) برنامه را اجرا می‌کنیم. دوست دارم و تلاش می‌کنم تا به مردم بفهمانم در سایه ائمه(ع) زندگی کردن لذت خاصی دارد. شاید هزاران نفر از مردم هزاران مشکل داشته باشند، ‌اما با ائمه(ع) زندگی کردن روحیه ذوق و پارسایی و با شوق زندگی کردن را ایجاد می‌کند. دوست دارم روزی برسد که مخاطب، دین را به عنوان یک سیر جاری در زندگی باور کند.
چند شب پیش در برنامه‌اي‌ نقدی شد به برنامه شما با عنوان «امامزاده صدا و سیما» و باعث ناراحتی شما شد، چطور آن را تحلیل و مردم را قانع می‌کنید؟
آن نامه را در یکی از خبرگزاری‌های رسمی کشور خواندم و بشدت ناراحت شدم، زیرا روی کاغذ‌های کوچکی که اینجا فرستاده می‌شود، حرف‌های بزرگی نوشته شده است و نباید به آنها بی‌اعتنایی کرد و خوشحالم كه مردم بشدت از پاسخ من احساس رضایت کردند، اما به طور کلی تصور می‌کنم امروز به نوعی مد شده است کسی که می‌خواهد مشهور شود،‌ ضربه‌ای به تلویزیون وارد می‌کند و شاید صحبت این منتقد نیتی در این باب هم داشته باشد.
بارها گفته شده رسانه همانند ظرف نجسی است که هر چه در آن ریخته شود باز هم آلوده است، ولی این فضا در برنامه سحر شکسته شده، آیا می‌توان این تفکر را عوض کرد؟ شما آن را چطور تحلیل می‌کنید؟
اگر شرایط و زمینه‌ها فراهم شود و ‌مجری به مخاطب دروغ نگوید، این فضا عوض می‌شود. اینکه یک مجری دست خود را رو به آسمان بگیرد و با خدا صحبت کند، نیازمند یک اتفاق درونی برای او است. حتما باید یک اتفاقی رخ دهد‌ تا مخاطب مجری را باور کند، در غیر این صورت از واقعیت به دور است. روح مذهبی باید وارد برنامه‌های تلویزیوني شود و به نظر این تغییر از عهده شورای معارف سیما برمی‌آید. آنها برای ایجاد فضای مذهبی بسیار زحمت می‌کشند، اما باید بتوانند فضا را به سمتی سوق دهند که روح برنامه وارد زندگی مردم شود. برنامه ‌مذهبی الزاما این نیست که یک روحانی در آن صحبت کند. به نظر شما چرا مردم «مجموعه کلید اسرار» را می‌بینند، چون مردم تصور می‌کنند روح خدایی در آن است و برای مردم باورمند است. بارها گفته شده در شب قدر برای انسان سلامتی فرستاده می‌شود و این نشان می‌دهد ما بیمار برداشت‌های غلط و سوءتفاهمات هستیم. برنامه‌های تلویزیوني ابتدا باید بتواند برداشت‌های غلط ما را اصلاح کند و در جهت رفع آنها بکوشد، یعنی به نوعی مردم را با برنامه‌های مذهبی آشتی دهد.
نظرتان درباره اجرای بعضی از مجری‌هایی که چارچوب و قواعد تلویزیون را به خوبی رعایت نمی‌کنند، چیست؟
روزی شخصی از من سؤال کرد، الزام است فردی که در تلویزیون برنامه اجرا را برعهده دارد با کت و شلوار در برنامه حاضر شود؟ در جواب گفتم، پوشش رسمی مجري یک برنامه تلویزیوني، پوشش رسمی مخاطب برنامه است. زمانی که فردی با کت و شلوار روی صحنه می‌آید، باید کلام و صحبت خود را همسان با آن کند. روزی یکی از دوستانم که اهل سیستان و بلوچستان است، در صدا و سیمای شهر خود اجرای یک برنامه تلویزیونی را با لباس محلی برعهده داشت. روزی با همان لباس به صدا و سیمای تهران آمد تا تستی را برای برنامه اجرا داشته باشد كه به محض ورود از او خواسته شد پوشش خود را تغییر دهد ‌و با لباس رسمی وارد شود. علاوه بر اینکه نباید نحوه لباس پوشیدن را فراموش کنیم، باید دقت داشته باشیم هر نوبت اجرا میهمانی بزرگی است، پس رعایت بسیاری از نکات لازم و ضروری است. متاسفانه امروز در فضای صدا و سیمای‌ ما محیط به گونه‌ای شده که بسیاری از مجری‌ها تصور می‌کنند نرم صحبت کردن، همان جسارت کردن و از بین بردن شأن مخاطب است و به قدری راحت صحبت می‌کنند که انگار فضای استودیو را با منزل خود اشتباه گرفته‌اند و من امروز خدا را شکر می‌کنم این چارچوب را همیشه در اجرای خود رعایت کرده‌ام و معتقد هستم جدی و رسمی صحبت کردن، بسیار بهتر از لحن‌های دوستانه و توهین‌آمیز است.
شما در جریان انتخابات با لباس سبز ظاهر شدید، اما به دفاع از احمدی‌نژاد برآمدید.
روزی که لباس سبزرنگ پوشیدم، تصور نمی‌کردم کسی احساس کند من به دفاع از رنگ خاصی برآمده‌ام، اما آن شب، شب شهادت حضرت زهرا(س) بود و من بدون وابستگی به فضای انتخابات این رنگ را انتخاب كردم. اگر بخواهیم تمام کسانی را که رنگ سبز می‌پوشند متهم کنیم به دفاع از یک گرایش خاص، اصلا صحیح و درست نیست. من به دلایلی به دفاع از رئیس‌جمهور برآمدم و حتی روزی که در جلسه نخبگان به دفاع از آقای احمدی‌نژاد برآمدم، از سمت دوستانم کنایه‌های زیادی شنیدم، اما با جان و دل آن را خریدم. بعضي‌ها به من پیامک می‌زدند كه «زبانی که مدح اهل بیت(ع) می‌گفت را چند تومان فروختی؟» من در کمال بی‌توجهی به سخنان آنان در فردای انتخابات نامه‌ای منتشر کردم و در آن از آقای احمدی‌نژاد خواستم، می‌شود باران باشید، تا زمانی که شما مرجع مردم هستید و مهربانی دارید و دستتان در دست ولایت است، ما حد حمایتمان در همین حد است و بعد از آن دیگر نیست. من در آن شرایط احساس تکلیف کردم و وظیفه خود را ادا کردم.
نظرتان را درباره کلماتی که می‌گویم در یک جمله بیان کنید:
- بین‌الحرمین کربلا
برگه شفاعت سیدالشهدا
- کوچه بنی‌هاشم
ضریح گمگشته
- زیارت
کسب اجازه از اولیای خدا

 

منبع: جهان نیوز


  • من سبک اجرای ایشان را بسیارمی پسندم
  • فقط اينو بكم كه ايشان اول خودش را ساخته و بخاطر اين است كه با صحبتاش دل بيننده را برواز ميدهد_ انشاله كه شهادت شود نصيبشان

نظر شما راجع به اين مطلب
نام و نام خانوادگي :
پست الكترونيك :
متن :
درج نام و پست الكترونيك اختياري مي باشد

تمامي حقوق مطالب محفوظ است
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است
ارتباط با ما :           طراحي: